این مکزیکی ها خیلی شبیه ما ایرانیها هستند هم تو ادب ظاهری و بی نزاکتی باطنی و هم تو محبت کردن و هم تو خالی بستن! تو فرهنگ پارتی بازی و پول چایی زیر میزی هم همینطور ولی خب آدمهای گرم و با حالی هم هستند. مردم این ایالت چوواوا بالاخص خیلی اهل مزاح هستند و یک روده راست کمتر توشون پیدا میشه. مشروبات الکلی بالاخص تکیلا که بوی تند الکل میده براشون مثل یک نوشیدنی معمولیه. بعضی نوشابه هاشون رو یکمی توش تکیلا می ریزن و بهش میگن آب محلی!
از وقتی که آمده ام مریض شده ام و دیگه از دست محبت کردن های زیادی و هزار توصیه دوا درمانی این همکارهای محلی دارم خفه میشم! تو تمام توصیه های درمانی شان البته تکیلا حرف اول را میزند!
لوسیا را هنوز پیدا نکرده ام. به منزلش در گوادالاهارا زنگ زده ام میگن که از آنجا رفته. طرف انگلیسی بلد نبود منم با این اسپانیولی دست و پا شکسته ام فقط فهمیدم که گفت که بی خبر ترک کرده و رفته. کمی نگرانشم. الان با دختر دیگری هم خانه ام به اسم سوکی. دختر خوبیه ولی لوسیا نمیشه.
