ارسال شده توسط Sara Raha در جولای 21, 2007
این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

ورودیِ فرستاده شده در جولای 21, 2007 در 7:55 ق.ظ و تحت دستههای اجتماعی.
شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را بدین وسیله دنبال کنید: RSS 2.0 خوراک.
شما میتوانید يك پاسخ بگذاريد, یا دنبالک از وبگاه خودتان.
setayesh گفت
سلام
مطلبی در سایت مدارا مربوط به آقای حمید موذنی خواندم
توصیه میکنم شما هم مروری داشته باشید.
با یک شعر جدید آپم خوشحال میشم به من هم سری بزنید .
setayesh گفت
ديوانه چون توبه كند
زنجير و زندان بشكند
از زلف ليلي حلقه اي
بر گردن مجنون كنيد
سلام
همین کنید درست است
من این شعر را ازاستاد شجریان در کاست شب سکوت کویر شنیدم.
و فکر میکنم از مجموعه ی لیلی و مجنون نضامی باشه .
در ضمن 5 یا 6 پست آخرتون رو پرینت گرفتم تا با دقت بخونم .
از محبت شما سپاسگذارم.
بدرود…
علی آزاد گفت
سری به من بزن. فقط همین. به خصوص دو پست آخرم که دربارهی چیزی مثل انسان بودن و رهایی از سنتهاست.
Sara Raha گفت
علی آقای آزاد عزیز, سر زدم و خواستم برای پست شما کامنت بگذازم ولی میگفت که سرور پیدا نمیشود. خواستم بگویم که اکیدا توصیه میکنم که کتاب “عادت می کنیم” نوشته خانم زویا پیرزاد را بخوانید. شاید کمکی شود در هضم و تحلیل خبری که از آن در وبلاگتان نوشته اید.
موفق باشید و سر بلند
معرفي وبلاگها و نوشته هاي برتر وردپرس « ANTI FILTER گفت
[...] زنانی که پسران مرد سالار می پرورانند [...]
سینا گفت
2007/08/07 سومين جلسهي دادگاه فرمايشي و خيمه شببازي آیت الله بروجردی
توسط دينفروشان دنياطلب
روز دوشنبه پانزدهم مردادماه، برگزار گرديد
بخشي از دفاعيّات فرزند مظلوم عدالت و خادم عاشق ملّت و پيشواي ضد استبدادي زنداني آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی، كه به وسيلهي بعضي از كارمندان آزاديخواه دادسرا ، به تاريخ زندهي ايران ارائه گرديد :
به نام خداي مهربان ، سلام بر ملّت كتكخورده ايران . اين چندمين جلسهاي است كه مرا به زشتيها و پستيها و آلودگيهاي اخلاقي و اعتقادي و اعتباري ، تفهيم اتهام ميكنيد ! چگونه در منصب قضاوت نشستهايد و خود را از جرائم مختلف ، مُبرا ميدانيد در حالي كه تقويم سي سالهي شما مملو از خيانتها و جنايتهاست ؟ كارتان را با دروغ آغاز كرديد و در روز روشن و در برابر ديدگان ميليونها نفر، وعدهي راحتي و فراواني را به ملّت مظلوم ايران داديد ! با كمال بيشرمي اعلان كرديد كه در عصر شما همه چيز مجاني خواهد بود و مردم ، وجوه نفتي خويش را ماهانه دريافت خواهند كرد و امروز با وقاحت بي نظير، بنزين را جیره بندی ميكنيد ! شما شاه را محكوم كرديد كه شهرها را خراب و گورستانها را آباد كرده ، اما بيلان عملي سي سالهي شما گواه است كه دوران گذشته ، براي اين مملكت ، بسي زيباتر و دلپذيرتر و گواراتر بود . استقلال و آزادي را شعار خود كرديد و افكار مستقل را ريشه زني كرديد و آزاديهاي خداداده را از بيخ و بن بركنديد.
امروز نه جمهوري داريم و نه اسلام ! جمهوري يعني حكومت مردم بر مردم ، كه از اين واژه ، مترسكي بيش نمانده و از اسلام هم جز خشونت ، ارعاب و وحشت چیزی برجاي نمانده است .
خداي من ، شاهد باش كه گناهم دفاع از تو بود و هم اکنون تو به وسيلهي ملّاهاي درباري در جايگاه اتهام قرار گرفته اي . به نام تو حلقوم خلق زحمكتش و گرفتار را فشردند و چون ناله كردند ، به اوين بردند و زبانشان را كندند و چشمانشان را از كاسه درآوردند !
بيائيد و اين سرباز دلسوز و دست از جان شستهي ايران را به صليب بكشانيد و طناب دار بر گردنش بيفكنيد كه آرزوئي جز دفاع از حقوق بشر ندارد.
نوشته شده توسط: پايدار
معامله با پدرسالاری « آوای موج گفت
[...] بحث زنان و مردان ایرانی در غرب نوشته کوتاهی داشتم بنام “زنانی که پسران مرد سالار می پرورانند” و در آن وعده کردم که مقاله تحقیقی ای که دقیقا به همین [...]