ارسال شده توسط Sara Raha در سپتامبر 29, 2007
این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

گفته شما در .... درج گرديد سپتامبر 29, 2007 روی 2:37 ق.ظ and is filed under عکس / شعر / نوشته.
شما می توانید هر گونه جواب به این فقره را از این طریق دنبال کنید RSS 2.0 خوراک.
شما میتوانید يك پاسخ بگذاريد, یا دنبالک از سایت خود شما.
kochebagh گفت
شعر قشنگی بود،از بابت مقاله ممنونم.
سارا: ممنون از شما
موش ناز گفت
سلام
من هم دوست دارم اينگونه بسرايم
در سكوت
من و او نميدانستيم كه چه مي خواهيم؟؟
او و من
هركدام بدنبال خواسته هاي خود بوديم.
نگاه او
از من مي خواست كه اندكي
و فقط اندكي كوتاه بيايم.
نگاه من به او مي فهماند كه اين خواسته
انتظاري بيهوده بيش نيست
در نهايت
او به راه خود رفت و من
راه خود را برگزيدم
اما
واقعا راه كدام بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
dashtesabz گفت
بودن و نبودن چشمهایش دیگر فرقی نمی کرد
بود خوب بود نبود هم خوب بود
اصلا بدی نبود همه چیز خوبی بود
همه چیز بود
همه چیز هست
هستی ای که برازنده ترینی
`parvaneh گفت
سلا م سا را جان ،ايميل تو را خوانذم
به قو لـم عمل خو ا هم كرد. اما من متو جه ي خطا ي خو يش شدم كه به لـحا ظ
سيستم پر شتا ب ژنتيكي ام در مو رد نظر شـمـا كه مر بو ط به شعر قشنگ
روا نشا د خا نـم مهستي بود .
” زندگي يه كور راه رو شنه مگه نه ؟ مگه نه ؟ . مر تكب گشته و خيا ل
كردم شـما شعر من را در وبلاگ خانـم ” ماهمنير رحيمي ” تا ئيد كرده
و چنين شد كه واردوبلا گ شـما شدم.
دو ست دارم بعنوان يك شا عر شعري جوان پسند برا يت بنو يسـم، تا در اين عر صه ي روز گار منغبض سهمي در حا ل گيري جوانا ن هموطنم ندا شته با شم
” شبكي خو شگلكي شاه پر كي
بكشيد تو ي اطا قـــم سركي
قصد او ن ، چراغ مطالعه بود
فكر من ، رفت به او ج ملكي
كي ؟ در آتليه ي اين عا لـم
……………………..
عشوه اش راكه به شمع ونوراست
نتوا ن گفت كه با شــد كلكي
و قتي بر گستم ازآن عالـم فكر
رو ميزم مرده ديدم اون طفلكي
…..
خلا صه خو د م را كلي سرزنش كردم
از اين قتل غير عمد.!!!! و قو ل ديگر آ نكه ، در او لين فرصت مـمكن همين شعر را بطور كا مل براي دو ستدارا ن هوشمند شعر غني پار سي خوا هم نو شت . خط نقطه چين ،مصرع فرا مو ش شده است.
ايا م بكا متا ن شيرنتر از عسل با د.
پ.م.م ، از تهرا ن.
سارا: سلام پروانه خانم
نه بازم تایید من برای آن شعر هم نبود در آن کامنت کذایی. ولیکن شعر شما هم بسی زیبا و بجا بود. ه هر حال بنده که خوشحالم این اتفاق شما را به اینجا آورد! ممنون از لطفتان. شما شعرهایتان را چه می کنید؟ جایی چاپ می کنید؟ منتظر شعرهای بیشترتان هستم.
مخلص شما.