ارسال شده توسط Sara Raha در اکتبر 7, 2007
این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

ورودیِ فرستاده شده در اکتبر 7, 2007 در 1:18 ق.ظ و تحت دستههای عکس / شعر / نوشته.
شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را بدین وسیله دنبال کنید: RSS 2.0 خوراک.
شما میتوانید يك پاسخ بگذاريد, یا دنبالک از وبگاه خودتان.
Vahid Rahmanian گفت
استاد غیبتها از چندتا بیشتر بشود حذف میکنید؟
نشانه گفت
فوق العاده بود سارا خانم. این تکه مخصوصا: (زیرا غیاب تو… آه خود حضور است ) اما این یکی کار سخت و محالی است
خویشتن را در غیابت از حضورت آزاد می کنم)
dashtesabz گفت
خود را به دست تو می سپارم
تا هر چه با من می کنی نیک باشد
و ببینم و بفهم که نیک است
و از جانب توست
غیابت را همچون حضورت دوست بدارم
و بدانم که تا غیبتی نباشد
لذت حضوری نیست.
خود را به دست تو می سپارم
تا هر دم نو نو در من تجلی کنی
و من هر تجلی را به جان پذیرا