ارسال شده توسط Sara Raha در اکتبر 16, 2007
این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

گفته شما در .... درج گرديد اکتبر 16, 2007 روی 7:09 ق.ظ and is filed under عکس / شعر / نوشته.
شما می توانید هر گونه جواب به این فقره را از این طریق دنبال کنید RSS 2.0 خوراک.
شما میتوانید يك پاسخ بگذاريد, یا دنبالک از سایت خود شما.
سخت گیر گفت
فقط همان ترانه مرضیه را می شناسم:
سروی و بيدی بر لب جویی گرم سخن بودند
بی خبر از خود هر چه تو گويی چون دل من بودند…
`parvaneh گفت
با درود ي بي دريــــغ
برهـمه گان از اين طريق
من در باره ي آن دو دو ست گيا هي يعني بيد و سرو،، و روا بط آنها چيزي نـمي دانـم ولـي در باره ي دو مو جو د بيست و يك عنصري چنين شنيده ام كه او لي چنين نا مه اي به دو مي نو شته است :
دلـم گر فته به شدت ، چرانـمي داني؟
مرابه نزد خود،از چه رو نـمي خواني؟
هـمه اميـد مني ،اي بـهـا نه ي بو دن
بزن به تار وجودم چنا ن كه مي دا ني
پ.م.م