آوای موج – MOVED to http://avayemoj.com/

  •  

    نوامبر 2007
    د س چ پ ج ش ی
    « Oct   Dec »
     1234
    567891011
    12131415161718
    19202122232425
    2627282930  
  • لینکهای هفته

  • a

  • Blog Stats

    • 33,741 hits

وقتی که حماقت و جهالت پلیس تراژدی می آفریند

ارسال شده توسط Sara Raha در نوامبر 15, 2007


این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

19 پاسخ برای “وقتی که حماقت و جهالت پلیس تراژدی می آفریند”

  1. kochebagh گفت

    واسه همینه که می گن زبان انگلیسی رو یاد بگیرن!
    از شوخی گذشته من که تحمل دیدنشو ندارم،وحشیانه است.

  2. mrkhalili گفت

    عجب پلیسای احمقی

  3. شبستان گفت

    واقعا مسخره و دردناک بود.

  4. gajamoo گفت

    عجب
    موفق تر باشی

  5. مسخره است. ممنون از مطلب.

  6. شهرام گفت

    خیلی ممنون که خبر را پیگیری کردی. از همه جالب‌تر ادعاهای پلیس است:
    اول گفتند “با پلیس درگیر شده”. حالا که گند کار بالا آمده، می‌گویند “این فقط نگاهی یکسویه به حادثه است و باید همه جوانب سنجیده شود”!

  7. کمال گفت

    چقدر راحت در همه جای دنیا آدم می کشن

  8. heeeey
    vaghean ke
    hoghoghe bashar kojaee ke yadet bekheir
    movafagh bashi be man ham sar bezan

    ________________________________________

    سارا: من گاهی به خونه شما سر می زنم. ولی شما خیلی های-تک high-tec هستی!

  9. سروش گفت

    پس ببینید که وضع ما تو ایران چقدر خوبه !!!

  10. آزاده گفت

    دردناکه دیدن این همه خشونت. نمی دونم چقدر از این ماجرا به اسم ترس از تروریسم توجیه میشه؟ برای من که مسافرت با هواپیما به یه دردسر تبدیل شده که هر دفعه ممکنه یه اتفاق عجیب بیفته.

  11. fery tiamo گفت

    ajaaab,pas hemaghate police mokhtas be iran nist!!!ma fekr mikardim inja faghat injoore

  12. [...] اینترنت برای حذف سایت‌های “نامطلوب” – جادی وقتی که حماقت و جهالت پلیس تراژدی می آفریند – آوای [...]

  13. وحید گفت

    ممنون بابت انتشار فارسی خبر

  14. pooyaa گفت

    واقعا این مرد بدبخت خیلی بدشانسی هم آورده- اون همه اتفاقات زنجیره ای یه جورایی بیچاره اجلش رسیده بوده

  15. gajamoo گفت

    امروز تولد هم وبلاگیتونه
    بهشون تبریک گفتین؟
    موفق تر باشی

    _________________________________

    سارا: کی؟ شما؟ خب مبارکه؛ انشاءالله پیر شوید با سلامتی! ولی من روز تولد خودم (وبلاگم رو که اصلا) هم غالبا بیاد نمی آورم !!

  16. `parvaneh گفت

    سلام سا را جا ن .از ايـميل شـما متشكرم ،خو استم از هما ن طريق سپا سگذاري كنم و غيره …… اما يا هو مدتي است كه ميسل هاي من را بر مي گر داند و حتي سعي كردم ايميل خود را تغيير دهم در ستون كشور ها نام ايران را نديدم كه كد بزنم، زيرا سال گذشته مدتي از آ مريكا ايميل مي فر ستا دم ،حالا كه در ايران هستم كلي پيام از آ مريكا دارم كه همه تجاري و تبليغ است.
    سيستم من غا طي كرده .!
    دارم سعي مي كنم كه مشكل را حل كنم.

    سايت شما را دوست دارم ، سعي مي كنم در را بطه به مو ضو عات هر از گا هي شعر يا مطلبي بفرستم ،و ارد نظر بشوم، اما دوست دارم كه بخش نظر خصو صي خود را فعال كنيدو غيره …….

    از تهران پ.م.م

  17. ممنون از خبر رسانی خوب و مفصلت و البته همدردی با این مادر بیچاره.
    معمولا حرفاتو می خونم. موفق باشی.

  18. `parvaneh گفت

    ” بـــرا ي آ وا ي مــــو ج ”

    يك سبـد مـمـلـو ز گلهـا ي سپيـد
    دور آن ، سر شا خه ها ي سبز بيـد

    در مسيـر صبـح ، با «آواي مـو ج»
    بـهـرتان مـي آورنـد ، صـدهانويد

    پ.م.م

    ______________________________________

    سارا: پروانه جان, شما خیلی لطف دارید و مرا شرمنده می کنید. من از طراوت و عطر اشعار شما خیلی محظوظ می شوم که شعرهایتان بوی گل می دهند…. سپاسگزارم. زنده و شاد باشید

  19. [...] نظرات pooyaa on پرسه زنی در خیاب…`parvaneh on وقتی که حماقت و ج…مینا حسنی on وقتی که حماقت و ج…pooyaa on پرسه زنی در [...]

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>