آوای موج – MOVED to http://avayemoj.com/

  •  

    نوامبر 2007
    د س چ پ ج ش ی
    « Oct   Dec »
     1234
    567891011
    12131415161718
    19202122232425
    2627282930  
  • لینکهای هفته

  • a

  • Blog Stats

    • 33,741 hits

پرسه زنی در خیابان بالاترین

ارسال شده توسط Sara Raha در نوامبر 17, 2007


این وبلاگ به خانه جدیدی منتقل شده است. روی این عکس کلیک کنید.

14 پاسخ برای “پرسه زنی در خیابان بالاترین”

  1. pooyaa گفت

    البته این مسأله ( محجوب بودن دخترها) بیشتر مربوط به نسل گذشته است.
    امروزه دخترها تمام وسایل و امتیازات پسرها را دارند (به قول ترکها ایمکانات ..)، مثل متلک و لات بازی و حتی دختربازی!
    من که شخصآ بعضی وقتها به دخترها حسودیم می شه چون بعضس امکاناتی که دخترها دارند ما پسرها نداریم چون من هم اگه می تونستم موهامو رنگ کنم و آرایش کنم و لباسهای شیکی که دخترها میپوشند بپوشم از خیلیهاشون خوشگلتر میشدم. :)

    ___________________________________________________

    سارا: آن نتوانستن پسرها هم مال نسل گذشته بود! پسرها هم که ماشاالله الان همه آن کارهایی را که شما فرمودید دلتون می خواد انجام می دهند. حالا اگر عوض زیباتر شدن زشت تر بنظر میایند بحث دیگری است!

  2. kochebagh گفت

    پرسه زدن تو وب نباشه،دیگه زندگی مفهومش رو از دست می ده!
    (به این می گن اعتیاد )

  3. ولي آن كودك سوت نمي تواند بزند!///
    متن خوبي بود. نگاه يك آدم با تجربه كه ابعاد مختلف فضاي مجازي را ديده است. كپي اش كردم تا بعدا اگر خواستم روي انيترنت كاري تحقيقاتي انجام دهم از آن استفاده كنم.

  4. درباره لینک من که توی بالاترین به این آدرس
    https://balatarin.com/permlink/2007/11/17/1175204
    نوشته بودید:

    چرا به سایت اصلی عکس لینک ندادید؟ فقط برای بیننده پیدا کردن بلاگ؟

    جواب من:

    شما از کجا مطمئنید عکس از جایی کپی شده؟ من «عرفان نجف آبادی» که اکانت erfanna را دارم، لینک عکسی رو فرستادم که خودم گرفتمش و برای اولین بار توی وبلاگ خودم منتشر شده. می تونید اسمم رو کنار عکس ببینید
    با این حال ممنون از این که نگران کپی رایت و حقوق عکاسان هستید.

    __________________________________________________

    سارا: آقا شرمنده, جدا معذرت می خواهم. حق با شماست. خطای این فونتهای ریز و مونیتور کوچک من بود. من معمولا عجله نمی کنم در منفی دادن. باز هم فراوان معذرت می خوام. یک لینک دیگه بگذارید تا تلافی کنم. آه یه راهی بنظرم رسید که برای همین لینک شما تلافی منفی ام را کنم. چند دقیقه صبر کنید…. دوستان خواننده: لطفا خطای مرا در باره لینک عرفان برید جبران کنید. سپاسگزار همگی تان خواهم بود.

  5. شهرام گفت

    من این وسط به همان آرزوی نوجوانی ام که تماشای مردم در حال پرسه زنی در خیابان بود, بسنده می کنم. البته به غیر از خودم که گاه با دوستان نادیده خوبی که پیدا کرده ام اختلاط می کنم, گاهی وقتها آن کودک متین و محجوبٍ در من هم کمی, فقط یکمی, متلک می گوید!!

    بله. کاملا مشخص‌ست که گاهی سر‌به‌سر دوستان می‌گذارید و یواشکی متلک بارشان می‌کنید؛)

  6. ایمانی گفت

    با سلام من خیلی دوست دارم با ورد پرس آشنا بشم اگه ممکنه از داخل وبلاگم پی ام بدید من از 9 تا 9 آن لاین هستم

  7. ما که اون زمون که باید توی کوچه ها پرسه میزدیم نزدیم
    حالا اینجا میزنیم!

  8. pooyaa گفت

    سارا خانم:
    بیایم یه کم با احساس هم دلانهSympathetic- به مسئله نگاه کنبم:
    بقول شما دختر و پسر بودن مهم نیست. انسانیت مهم است.
    من شخصا طرفدار احقاق حقوق زنان هستم. جون هنوز تفکرات قدیمی که متعلق به تارخ است در جامعه رواج دارد
    منظور دیگری از مطلب خودم (که با شوخی مطرح کردم) داشتم.
    منظورم این بود که الان شرایطی در تمدن بشری پیدا شده که خانم ها می توانند بسرعت پیشرفت کنند و براحتی از آقایان هم بگذرند. کما اینکه در بعضی جاها این مسئله اتفاق افتاده در دانشگاهها تعداد دخترها (بغیر از رشته های فنی) از پسرها بیشتر است.
    در تحصیلات متوسطه دخترها بهتر درس می خوانند. پس در دو یا سه نسل آینده پسرها بی سواد تر از خانمها خواهند بود. و در این دوره علم یعنی ثروت و قدرت. پس آینده در اختیار خانمهاست (من خودم از این مسئله خوشحالم)
    واما حالا برگردیم به شوخی خودمون:
    پسرها از اولش هم همه کاری بد رو می تونستن انجام بدن ولی دخترها نمی توستند! (خودتون گفتید)
    به هر حال فکر کنم منظور ها یکی است و فقط در صحبت سوِتفاهم میشه

    مممون از وقتتون

    ___________________________________

    سارا: ممنون از کامنت شما. ولی چون در این نوشته بحث تفاوتهای بین دختر و پسر اصلا مد نظر نبوده من بحث مورد نظر شما را ادامه نمی دهم. اشاره من به دختر بودن و عدم امکان کنار خیابان ایستادن از زاویه یک امر شخصی و فقط به عنوان چاشنی اصل مطلب بوده است. بحث شما جان کلام این نوشته را عوض می کند و آن منظور نبوده است. احتمالا شما دنباله جواب من به امیر را که در باب لینک دیگری بود ولی زیر این لینک در بالاترین عنوان شده بود, گرفته اید و به آن جواب دارید می دهید. ولیکن آنهم جای دیگری می طلبد که در این مختصر نمی گنجد.
    موفق باشید.

  9. pooyaa گفت

    سارا خانم:
    بله حق با شماست.
    مخلصیم.

  10. modir گفت

    سلام خانم رها . می شه بگید چرا ترانه هاتون رو تو وبلاگتون نمی زارید ؟ ( البته اگه شما رو اشتباه نگرفته باشم . )فقط می خوام دلیل شما رو بدونم .

    ________________________________________________

    سارا: سلام دوست عزیز. ممنون از لطف شما ولی من آن سارا رهای خواننده نیستم!

  11. دشت سبز گفت

    سلام فقط می خواستم بگم نوشته هات رو می خونم. اغلب هم احساس می کنم نوعی افسردگی و دلمردگی در اون هست. دلم می خواست شاد تر باشی. دائما انگار تنها مسئله این است که آدم ها ، پلیس ها ، حکومت ها …. اشتباه می کنند، آدم می کشند،…… ایکاش کمی هم از آواز پرندگان و صدای باران و پیوند با طبیعت می نوشتی. گرچه از این ها هم می نویسی اما تلخ. باور نمی کنم که تو این قدر تلخ شده باشی . با اون روحیه لطیف و زیبا که همیشه زیبایی ها رو می دید.وبلاگت رو که می خونم نمی دونم چرا همیشه یاد شعر نیما می افتم پای آبله ز راه بیابان رسیده ام …..

    ____________________________________

    سارا: سلام دوست خوبم, تلخ شده ام؟ نه هنوز در فاصله بین دو بدبختی احساس خوشبختی می کنم و در آن فاصله شادم! تقصیر من چیه اگر موج ایجاد بدبختی و غصه در عصر ما سرعت گرفته و یواش یواش اصلا داره سیگنال پیوسته میشه!! بیخود میگن عصر دیجیتال, مرگ و میرها, گرفتنها و زندان کردنها وغصه ها آنالوگ شده!!

  12. [...] آخرین نظرات کمانگیر on انقلاب سلولی: بر…pooyaa on انقلاب سلولی: بر…وحید on جدال با مرگ بر لب…جدال با مرگ… on وقتی که حماقت و ج…دشت سبز on پرسه زنی در خیاب… [...]

  13. modir گفت

    خانم رها منظور من هم خواننده نبود ( مگه سارا رهای خواننده هم داریم ) . من همچین نامی را در وبلاگ آقای بابک صحرایی در بخش نظرات دیده بودم که ایشان ترانه سرا بود . در هر صورت بنظر می رسد فقط یک تشابه اسمی بوده است . ممنون .

  14. الف.ک گفت

    برام جالب بود حرفایی که زده بودین… منم پرسه زدن بین مردم و فکر کردن بهشون رو دوست دارم،اگرچه تا حالا به بالاترین سر نزدم چون برای ما فیلتر ِ …
    کنجکاوم کردین فیلترشکن جدید پیدا کنم و یه سر بزنم!

    ______________________________

    سارا: سلام دختر خوب! فکر کردم که دیگه ما رو فراموش کرده ای….! بالاترین رو یه دونه “اس” بعد از “اچ-تی-تی-پی” بگذاری دیگه فیلتر نیست.
    زنده باشی رفیق. برام بنویس از خودت یکمی….

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>