سلام
مزاحم شدم میخواستم صد درصد مطمئن بشوم که ساکن کانادا هستید تا با اجازه تان نام وبلاگتان را وارد لیست وبلاگهای ایرانیان جهان کنم. اگر ممکن است نظرتان را اطلاع دهید.
سلام از تهرا ن .
به زودي شعر لطيفي را برايتا ن مي فرستم كه با فونت درشتر منعكس كنيد ، براي گل وجود دوستداران منظو مات شيرين پار سي ، شا عرش را نيز خواهم نوشت .
ايام بكامتان شيرينتر از عسل باد.
پ.م.م
به نام خدا و سلام
ساراي گرامي اگر دوست داشته باشيد بنده حقير در وب بلاگ زيبايتان كامنت بگذارم؛ خواهش مي كنم از دائره منطق و انصاف خارج نشويم. هرچند مي دانم هرگز عزيزي مانند شما؛ به كامنت حقيري مانند من احتياج كه ندارد؛ شايد رغبتي هم نداشته باشد. اما در كل بقول مولوي:
عشق زاول سركش و خوني بود تا گريزد هر كه بيروني بود
حقير اندكي زود رنج هستم؛ با اندك مغالطه اي به دامان افكار خود پناه ميبرم. سارا: حسین خان جان البته من از کامنتهای شما استقبال میکنم ولی با بحث در کامنت و اساسا با بحث اینترنتی چندان میانه ای ندارم. بنابراین اگر دیدید که بحث را ادامه نمیدهم به حساب بی رغبتی به خواندن کامنت خویش نبینید و نرنجید که حتما از خواندن کامنت شما خوشحال هم میشوم. در ضمن با اینهمه زودرنجی اینهمه تواضع چرا؟! یک سئوال هم دارم: شما وبلاگ مرا از روی وبلاگ دوستم دشت سبز پیدا کردید یا و بالعکس؟ این سئوال را هم صرفا از روی کنجکاوی کرده ام. زنده باشید و سر سبز.
سلام
در سكوت
من و او نميدانستيم كه چه مي خواهيم؟؟
او و من
هركدام بدنبال خواسته هاي خود بوديم.
نگاه من
از او مي خواست كه اندكي
و فقط اندكي كوتاه بيايد.
نگاه او به من مي فهماند كه اين خواسته
انتظاري بيهوده بيش نيست
در نهايت
او به راه خود رفت و من
راه خود را برگزيدم
اما
واقعا راه كدام بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همواره پيروز و سربلند باشيد.
جاودان خدانگهدارتان
کورش اسلام زاده- کانادا گفت
سلام
مزاحم شدم میخواستم صد درصد مطمئن بشوم که ساکن کانادا هستید تا با اجازه تان نام وبلاگتان را وارد لیست وبلاگهای ایرانیان جهان کنم. اگر ممکن است نظرتان را اطلاع دهید.
mercedeh گفت
سلام خیلی دلم می خواهد نظر برایت بگذارم و دلم می خواهد بیشتر بخوانم تا بهتر نظر بدهم ولی بیشتر در شگفتی هستم و نمی دانم چی بنویسم.
سارا: مرسده جان, برایم در ایمیل بنویس بگو که در شگفتی از چی؟
`parvaneh گفت
سلام از تهرا ن .
به زودي شعر لطيفي را برايتا ن مي فرستم كه با فونت درشتر منعكس كنيد ، براي گل وجود دوستداران منظو مات شيرين پار سي ، شا عرش را نيز خواهم نوشت .
ايام بكامتان شيرينتر از عسل باد.
پ.م.م
حسن زارع گفت
به نام خدا و سلام
ساراي گرامي اگر دوست داشته باشيد بنده حقير در وب بلاگ زيبايتان كامنت بگذارم؛ خواهش مي كنم از دائره منطق و انصاف خارج نشويم. هرچند مي دانم هرگز عزيزي مانند شما؛ به كامنت حقيري مانند من احتياج كه ندارد؛ شايد رغبتي هم نداشته باشد. اما در كل بقول مولوي:
عشق زاول سركش و خوني بود تا گريزد هر كه بيروني بود
حقير اندكي زود رنج هستم؛ با اندك مغالطه اي به دامان افكار خود پناه ميبرم.
سارا: حسین خان جان البته من از کامنتهای شما استقبال میکنم ولی با بحث در کامنت و اساسا با بحث اینترنتی چندان میانه ای ندارم. بنابراین اگر دیدید که بحث را ادامه نمیدهم به حساب بی رغبتی به خواندن کامنت خویش نبینید و نرنجید که حتما از خواندن کامنت شما خوشحال هم میشوم. در ضمن با اینهمه زودرنجی اینهمه تواضع چرا؟! یک سئوال هم دارم: شما وبلاگ مرا از روی وبلاگ دوستم دشت سبز پیدا کردید یا و بالعکس؟ این سئوال را هم صرفا از روی کنجکاوی کرده ام. زنده باشید و سر سبز.
حسن زارع گفت
سلام
در سكوت
من و او نميدانستيم كه چه مي خواهيم؟؟
او و من
هركدام بدنبال خواسته هاي خود بوديم.
نگاه من
از او مي خواست كه اندكي
و فقط اندكي كوتاه بيايد.
نگاه او به من مي فهماند كه اين خواسته
انتظاري بيهوده بيش نيست
در نهايت
او به راه خود رفت و من
راه خود را برگزيدم
اما
واقعا راه كدام بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همواره پيروز و سربلند باشيد.
جاودان خدانگهدارتان
الف.ک گفت
اوه خدای من!
همین الان ایمیل تون رو دیدم… با اینکه دفعه ی اول که اومدم دنبالش گشته بودم اما پیداش نکرده بودم!
`parvaneh گفت
” پرواز نكات ”
يك فندكِ زيبا، بداد هــد يه به من
گفتم كه عزيزم ، من سيگاري نيستم
گفتا،مي دونـم، گفتم چرا پس فندك؟
خنديدوبگفت،يك شيشه نفت هم طلب ات
پ.م.م