آوای موج – MOVED to http://avayemoj.com/

وبلاگ نویسی و نانوپت

Posted by Sara Raha در ژوئن 12, 2007

چند سال پیش این طرفها یک وسیله بازی ای در آمده بود به اسم نانوپت که در واقع نقش یک موجود (اعم از بچه و یا حیوان خانگی) زنده مجازی را داشت که شخص بازیگر می بایست که از او ۲۴ ساعته مراقبت می کرد والا آن موجود مجازی مریض و یا غصه دار میشد. این اسباب بازی هنوز هم طرفدار دارد ولی چند سال پیش تقریبا دست همه بچه ها و نوجوانان بود. حالا بنظرم این وبلاگ نویسی هم مثل همان اسباب بازی است! حداقل برای من که اینطور است. 

دو مقاله خوب ملکوت و مرتضی باعث شدند که منهم بنویسم که اساسا وبلاگ نویسی را چگونه می بینم و چرا من هم به آن روی آورده ام در حالیکه همچنان حداقل برای خودم بازی می دانمش.

چند سالی هست که بطور مرتب وبلاگهای ایرانی را می خوانم و دنبال می کنم. بیشتر به این نیت که این نسلی را که من از دیدن هر روزه اشان دورم بهتر بشناسم. راستش در اولین سفرم به ایران بعد از مهاجرت که من خیلی با ذوق و شوق می خواستم دریافتهایم از مهاجرت را با دوستانم در ایران در میان بگذارم خیلی زود فهمیدم که کسی گوشی برای شنیدن حرفهای من ندارد! و منهم که خیلی به عکس العمل شنونده حساسم بسرعت زبان در کام کشیدم و فقط شنونده شدم. دیدم که همه سخت تشنه شنیده شدنند بی گوشی برای شنیدن. آن موقع پدیده وبلاگ هنوز متولد نشده بود. این دربافت که ملت بیش از گوش دادن خواهان شنیده شدن هستند هر بار دیگر هم که به ایران سفر کرده ام در من تقویت شده است. وبلاگ وسیله خوبی برای این منظور است.

در کنار وبلاگهای جوانها امروزه وبلاگهای اساتید و افراد جا افتاده هم هست. بعضی هاشان بیشتر وب سایتند تا وبلاگ. وبلاگهای رده سنی بالاتر بیشتر از اینگونه اند. بنظرم اینگونه از وب نوشته ها را باید از رده بحث وبلاگها خارج کرد. به عنوان نمونه وبلاگ  مفید یونس شکر خواه   و یا حتی عباس عبدی به نظر من وب سایت اند ولی در همان رده سنی وبلاگ دکتر کاشی در زمره وبلاگها به شمار می آید.

برای در آوردن الگوی رفتاری وبلاگ نویسان ایرانی و تحلیل این پدیده با هدف یافتن دلیل عامی برای همه گیر شدن این پدیده,  باید اول بتوان دسته بندی ای ازدلایل وبلاگ نویسان ارا ئه داد. من بشخصه همچه دسته بندی ای نمی بینم. یعنی آنقدر تنوع زباد است که احتمالا هیچ تکنیک منطقی ای نمی تواند گروه و دسته بندی هایی با طرز رفتار یکسانی ارائه بدهد. البته من بطور علمی روی این قضیه کار نکرده ام  و گمان نمی کنم هیچکس هم روی این قضیه بطور علمی و مدون کار کرده باشد. اگر اشتباه میکنم لطفا ذکر بفرمایید. ولی اگر کسی همت کند, میشود دلایل هر کس در وبلاگ نویسی اش را از روی قسمت «در باره وبلاگ» استخراج کرد و بعد متدهای متعددی هست که میتوان اعمال کرد  و دید که آیا دسته بندی استواری بوجود می آید یا نه. 

نکته ام در اینست که تنوع گروه های وبلاگ نویسها تقریبا به اندازه تعدادشان است و در نتیجه نمی توان یک تحلیل روان شناختی از وبلاگ نویسها به صرف وبلاگ نویسی داد. عده ای از دوستان وبلاگ نویسی را دلیل خمودی روشنفکران ما می بینند با این استدلال که این روشنفکران چون در وبلاگ خویش می نویسند پس تخلیه روانی شده و دیگر نیازی به ایجاد حرکتی اجتماعی نمی بینند. عده ای دیگر (عمدتا خیلی جوانها) بسیار به آینده وبلاگ نویسی در ایجاد یک فضای دمکراتیک امیدوارند و صادقانه معتقدند که وبلاگ نویس باید متعهد به هدفی باشد; اینان در واقع وبلاگ را مثل یک رسانه می بینند.

 بنظر من  این خطاست که از وبلاگ نویسان انتظار رود که بانی حرکتی و جنبشی اجتماعی شوند. وبلاگ به عنوان یک رسانه اگر دیده شود می تواند به یک جنبش کمک کند ولی نمی تواند خود محرک آن شود. جنبشها در متن اجتماع و فضای واقعی است که شکل میگیرند نه در یک فضای مجازی. مثل اعتراضات اخیر معلمین و زنها و کارگرها که در آن وبلاگ نویسها به سهم خود در انتشار خبر به رسانه ها کمک کردند. ولیکن نباید فراموش کرد که وبلاگ یک رسانه هم نیست و طبق قوانین رسانه ها عمل نمی کند.  از طرف دیگر گناه خمودی روشنفکران را به گردن این پدیده وبلاگ نویسی انداختن تعمیم بخشی  شتابزده ای است و نا پخته.

و اما چه نیازی به نوشتن است و منجمله به وبلاگ نویسی در کل؟ همانطور که در بالا اشاره کردم دلیل وبلاگ نویسی هر کسی می تواند کاملا متفاوت با دیگری باشد و به همین دلیل چندان وبلاگها تن به گروه و دسته بندی با دلایل ثابتی نمی دهند. عده ای (معمولا آنان که بیش و کم شخصیتهای شناخته شده ای هستند و اسم مستعار هم استفاده نمی کنند) کاملا هدفدار می نویسند هر چند که اینان هم هر از چند گاهی از نارسایی وبلاگ در رسیدن به هدفشان سرخورده میشوند شاید برای اینکه گاه فراموش می کنند که فضای وبلاگ مجازی است و نه حقیقی. عده ای دیگر, که به گمانم اگر اشتباه نکنم اکثریت را دارند, چندان دغدغه هدف دار بودن وبلاگشان را ندارند; مثل خود من. این بدین معنا نیست که من و یا آن دیگران مثل من آدمهای بی هدفی هستیم. بلکه فقط این وبلاگمان است که هدف خاصی را دنبال نمی کند. 

مابین این دو گروه کاملا متفاوت به لحاظ هدفدار بودن و یا نبودن وبلاگ  تنها چیز مشترک شاید همان نفس نوشتن باشد و نیاز به آن. نوشتن, افکار را که گاه با سرعتی فراتر از نور در یک فضای کیاتیک در حرکتند به نظم می کشد. با کلام بهشان هویت و موجودیتی مادی می دهد و تعیّن می بخشد. افکار سیالند و بی شکل. این بیان کردن است که بدانها تعیّن و شکل می دهد. و البته کلام یکی از راههای بیان کردن است و در فضای مجازی تنها وسیله ارتباط و بیان کردن.

من سالها که دور و برم شلوغتربوده بی مخاطب برای هیچکس می نوشته ام. حال که دائم در سفرم و اوقات تنهایی ام بیشتر, در وبلاگ می نویسم چرا که این غریزه آدمی است که مخاطب بطلبد. ولی نکته در اینجاست که هر لحظه باید بیاد داشت که دوستیهای این فضا هم مجازی است. همانطور که خطاست اگر از وبلاگ نویسها انتظار حرکت اجتماعی داشته باشیم, اینهم خطاست که به دوستیهای مجازی هم بیش از حدش دل ببندیم که این دوستیها تا زمانی که محدود به فضای مجازی هستند دوستیهای بی تعهدی اند و تعهد و وفاداری شرط اول یک دوستی واقعی است.

شناخت یک آدم از روی وبلاگش از دید من مثل این می ماند که کسی بخواهد یک جسم چند بعدی (فکر کنید سه بعدی که قابل تصور باشد) را فقط روی یک محور یک بعدی ترسیم کند. صد البته که تصویر بسیار ناقصی است. ما یک وبلاگی را که دوست داریم مرتب دنبال می کنیم ولی آن وجود واقعی نویسنده نیست که ما را می کشاند بلکه آن نوشته ها هستند که ما را می کشانند که فکر وقتی نوشته شد دیگر زندگی ای جدا از خالقش پیدا می کند و به کس خاصی تعلق ندارد. آدمها در این فضای مجازی یک بعدی چندان نقشی ندارند بل مخلوقشان, نوشته شان, است که نقش اصلی را بازی می کند.

 

پی نوشت – در قسمت «در باره این وبلاگ» (بالا سمت چپ صفحه) بیشتر نوشته ام که چرا و چگونه این وبلاگ را می نویسم.

Advertisements

6 پاسخ to “وبلاگ نویسی و نانوپت”

  1. سلام سارا
    تو خيلي صادقانه نظرات شخصي ات را باز گفتي. اما من يك جامعه شناسم. البته همانطور كه گفتم نظريه ي من همه وبلاگ نويسان را در بر نمي گيرد. متن ملكوت را هم خواندم. به طور كلي معتقدم به اينكه وبلاگ مي تواند ابزار خوبي باشد. حتي معتقدم كه برخي امروزه در ايران از آن استفاده مفيد مي كنند. اما اكثرا نمي كنند. تحقيقاتي هم در اين زمينه ها انجام شده من خودم هم كارهايي كرده ام. تلاش مي كنم كه مطالبي را بعدا برايت بفرستم. زنده باشي.

  2. آرش said

    خب افراد با انگیزه های گوناگون می نویسند. اینترنت هم سرعت نشر و هم دامنه انتشار را به مراتب زیاد تر کرده است. به گمان من در نهایت تاثیر گذار خود نوشته است نه مدیای نشر. چون همه از یک امکان مساوی ارزان قیمت برخوردارند.

  3. آرش said

    این که چه انتظاری باید داشت به گمان من در کشورهایی که مطبوعات آزاد نیستند، خود بخود بخشی از بار رسانه ای بر دوش وبلاگ نویسان می افتد. در کشور ما هم که خب معلوم است وبلاگ نویسان کار در خور تقدیری می کنند.

  4. آرش said

    به هر حال نوشته ی خوبی بود سارای عزیز. ممنون! خب حالا چی؟ Smile 🙂

  5. تولتک said

    سلام.
    اینکه آیا وبلاگ ها می توانند منشا یک حرکت اجتماعی باشند، برای من هم محل تردید است چون اصلا وبلاگستان را به قول شما نمی شود در یک کیسه جمع کرد و نشان گذاشت.

  6. badragheh said

    سلام
    من هم از وقتی از ایران خارج شدم و تنها شدم وبلاگ نویس شدم , قبلا سایت داشتم و مطالبش از خودم نبود ولی آلان مطالب را خودم می نویسم یا ترجمه می کنم.
    بعضی وقتها از این محیط مجازی خسته می شوم و دوست دارم بجای وقت گذراندن روی این وبلاگ روی یک چیز دیگه وقت می گذاشتم و واقعا وبلاک نویسی وقت می خواهد و اگر به آن نرسی غبار فرسودگی آن را فرا می گیرد از نوشته هایت خیلی لذت بردم و

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: